تبلیغات
news - harry potters story

harry potters story

نویسنده :امیررضا
تاریخ:چهارشنبه 15 تیر 1390-01:28 ب.ظ



سلام  به همه ی دوستان
در این پست میخوام خلاصه ای از داستان ها ی هری پاتر رو براتون بزارم
(
البته بعضی مطالب رو کپی کردم)







هزاران سال پیش در جامعه ساحران چهار جادوگر بزرگ به نام های گودریك گریفندور، هلگا هافلپاف، روینا رونكلاو  و  سالازار اسلیترین  به تاسیس مدرسه ای با نام هاگوارتز برای آموزش سحر اقدام كردند.  این چهار جادوگر كه چهار گروه را در مدرسه به وجود آوردند، بنا به سلیقه و تفكر خود به آموزش پرداختند.  اما در میان اینها سالازار اسلیترین به این عقیده داشت كه باید جادوگرانی را در مدرسه تعلیم دهیم كه دارای خون خالص جادوگری هستند، یعنی پدر و مادر آنها جادوگر باشند (و انواع دیگر جادوگران به این صورت است كه: یكی از والدین جادوگر باشد، یا هیچ یك از والدین جادوگر نباشد و فقط فرزند ساحر متولد شده باشد ) آن سه جادوگر دیگر با عقیده ی وی موافق نبودند بنابراین اسلیترین از مدرسه خارج شد و قبل از خروج از مدرسه تالاری را در اعماق آن بنا كرد و هیولایی را در آن نهاد و درب تالار را بست  به امید اینكه روزی نواده واقعی اش برگردد و با باز كردن درب تالار، مدرسه را از وجود خون ناخالص  پاك كند.
هزاران سال بعد از آن چهار جادوگر، پسری به نام « تام مارلو ریدل » كه دارای استعداد جادوگری است همراه دیگر محصلین وارد هاگوارتز می شود و سال اول تحصیل خود را آغاز می كند. سالها می گذرد و آن پسر كوچك  كه اینك نوجوانی شده، متوجه می شود كه مادرش جادوگر و پدرش غیر جادوگر بوده و در عین حال از خون مادری اش به سالازار اسلیترین می رسد. او در مدت تحصیلش در هاگوارتز دوستانی را در كنار خود جمع می كند. ‹ تام ›  برای خلاص شدن از نام پدرش كه یك غیر جادوگر بوده، اسم خود را به   « لُرد ولدمورت » تغییر می دهد. او یك بار موفق به باز كردن تالار اسرار می شود كه در پی آن دختری به  وسیله ی هیولای آزاد شده از تالار، كشته می شود. تام ریدل از آنجایی كه زیر نظر یكی از اساتید خود به نام دامبلدور بوده موفق به باز كردن تالار برای بار دوم نمی شود و بعد از مدتی تصمیم به ترك مدرسه می گیرد . سال ها بعد ولدمورت به همراه یارانش كه به مرگخواران معروف اند با نیروی سیاه خود به جامعه جادوگری حمله می كنند و با این كه با مقاومت هایی روبرو می شوند ولی باز به كشتار ادامه می دهند. پیش گویی رخ  می دهد كه در آن گفته شده است كه كودكی به دنیا خواهد آمد، كه ولدمورت را نابود  می كند، ولدمورت در صدد كشتن آن كودك بر می آید و زمانی كه كودك یك سال دارد، ولدمورت او را پیدا می كند. ولدمورت پدر و سپس مادر كودك را به قتل می رساند. و زمانی كه می خواهد كودك را با طلسم مرگ به قتل برساند، طلسم به خودش بر می گردد و او نابود می شود. جهان جادوگری دوباره روی آرامش را  می بیند.

پسرك یك ساله كه هری پاتر نام دارد، توسط جادوگران نماینده خیر به خاله اش سپرده می شود. هری پاتر بزرگ می شود و در سن یازده سالگی به مدرسه جادوگری می رود و در مدت تحصیل دوستان و دشمنانی پیدا می كند. هری پاتر  در مدت تحصیل بارها مانع از قدرتمند شدن  دوباره ی ولدمورت  می شود (كتابهای یك و دو). ولی بالاخره ولدمورت پس از سیزده سال در برابر چشمان هری پاتر، قدرتمند می شود (كتاب چهار). با این كه هری، بارها به جامعه جادوگری می گوید كه ولدمورت بازگشته، ولی هیچ كس جز معدودی از جادوگران از جمله دامبلدور كه مدیر مدرسه ی جادوگری است و همچنین حامی هری می باشد  این موضوع را قبول نمی كند. نبرد كوتاهی میان دامبلدور و ولدمورت رخ می دهد (در وزارتخانه) و از آنجایی كه وزیر برای چند ثانیه ولدمورت را می بیند، بازگشت ولدمورت را تایید می كند (كتاب پنج). وزیر جادوگری عوض می شود، پس از مدتی  نبردی در هاگوارتز (مدرسه جادوگری) رخ میدهد كه طی آن دامبلدور (حامی هری) كشته می شود (كتاب شش). هری و دوستانش در جهت وظیفه ای كه دامبلدور به آنان واگذار كرده دیگر به مدرسه نمی روند، و از سوی دیگر ولدمورت وزارتخانه ی جادوگری را تحت كنترل می گیرد، و آموزش را كنترل می كند و در برخورد با خون ناخالص جادوگری بسیار اهتمام می ورزد بالاخره هری برای مبارزه به مدرسه باز می گردد، معلمین طرفدار هری، مدرسه را  از وجود طرفداران ولدمورت خالی و هاگوارتز را جبهه ی مقاومت می كنند ؛ مرگخواران به مدرسه حمله می كنند و جنگ در  می گیرد بالاخره هری و ولدمورت در مقابل هم قرار می گیرند و ولدمورت به دست او كشته می شود  (كتاب هفت).


نوع مطلب : all about harry potter 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
maragretthum.wordpress.com
سه شنبه 17 مرداد 1396 09:35 ق.ظ
It's going to be finish of mine day, but before finish
I am reading this fantastic piece of writing to increase my know-how.
Foot Issues
شنبه 14 مرداد 1396 10:37 ب.ظ
Hi, yeah this paragraph is in fact pleasant and I have learned lot of things from it on the topic of blogging.

thanks.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo

Best Cod Music

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت


 ابزارهای زیبا سازی برای سایت و وبلاگ